الشيخ محمد علي الگرامي القمي
49
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)
بودن كون وو فساد ، عدم وجود حركت است و هرگاه حركت نباشد لازم مىآيد كه هيولا و ماده از صورت خالى باشد . لذا ، چون بحث ماده و صورت مطرح است بايد مسأله حركت وجود داشته باشد و حركت در ماده و صورت همان حركت در جوهر است . توضيح : براى روشن شدن مطلب به اين مثال توجه شود : اگر آب بخواهد بخار شود لازم است كه از حالت آب بودن بيرون آيد و تبديل به بخار شود . تا هنگامى كه آب است بخار نخواهد بود . بنا بر دفعى بودن كون و فساد حتى در آخرين جزء زمان آب بودن ، بخار شدن متحقق نخواهد شد بايد آخرين جزء زمان آب بودن از بين برود و اولين جزء زمان بخار شدن تحقق يابد . در اين صورت پى در پى آمدن زمانها لازم مىآيد و تتالى آنات را گفتهاند ، باطل است . از طرف ديگر ، اگر لحظهاى ماده از آب بودن يا بخار بودن خارج باشد لازم مىآيد كه هيولا بدون صورت باشد و تحقق هيولا بدون صورت محال است پس بايد يك حالت تدريجى و اتصال و پيوند در تبديل آب به بخار وجود داشته باشد . بعد از بيان اين مطلب ، مرحوم صدرالمتألهين مىافزايد كه : شيخ الرئيس با اين كه قائل به حركت در جوهر نيست اين مطلب را در سخنانش آورده است و در حقيقت خداوند او را به گفتن چنين سخن حقى وادار نموده است . مرحوم طباطبايى رحمه الله در پاورقىهاى خود بر اسفار مىنويسد : ممكن است اين مطلب خود يك برهان مستقلى براى حركت در جوهر باشد . « 1 »
--> ( 1 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 178